فرق مالیخولیا (ملانکولی) با افسردگی چیست؟ و چطور درمان میشود؟

فرق مالیخولیا (ملانکولی) با افسردگی افسردگی چیست؟ و چطور درمان میشود؟

آیا تاکنون درباره مالیخولیا یا ملانکولی (Melancholy) چیزی شنیده‌اید؟ به نظر شما ملانکولی زیر مجموعه کدام یک از اختلالات روانی است، و تفاوت مالیخولیا و افسردگی در چیست؟ برای آشنایی بیشتر با اختلال افسردگی ملانکولیک (Melancholic Depression)، و روش‌های تشخیص و درمان آن، تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

در همین ابتدا باید بگوییم که ملانکولی یا افسردگی مالیخولیایی، به نوع خاصی از اختلال افسردگی شدید (ماژور) گفته می‌شود، که با احساس غمگینی و ناامیدی شدید همراه است؛ به طوری که فرد، علاقه خود را برای تمام کارهای مورد علاقه خود از دست می‌دهد. هر چند این بیماری، در ابتدا به عنوان یک بیماری اختلال جداگانه به حساب می‌آمد، اما امروزه انجمن روانپزشکی آمریکا، آن را زیر مجموعه‌ای از اختلال افسردگی اساسی (MDD) می‌داند. تا جایی که Melancholy عملا یک مشخصه برای اختلال افسردگی اساسی، محسوب می‌شود.

ژنتیک و سابقه خانوادگی، نقش اساسی در ابتلا به ملانکولی دارند. با این حال، مواردی مانند بالا رفتن سن و ابتلا به سایر اختلالات روانی، می‌توانند احتمال ابتلا به این اختلال را افزایش دهند. برای درمان افسردگی ملانکولیک، از درمان دارویی، روان درمانی و الکتروشوک استفاده می‌شود.

اختلال افسردگی مالیخولیایی چیست؟

افسردگی ملانکولیک، یکی از زیر مجموعه‌های اختلال افسردگی ماژور (MDD) است، که با علائم ملانکولی ظاهر می‌گردد. اتفاقا اصلی‌ترین تفاوت مالیخولیا و افسردگی به همین علائم مربوط است. بیماران مبتلا به این اختلال، در انجام فعالیت‌های روزمره خود دچار مشکل شده، و تمایلی به انجام کارهای مورد علاقه خود نشان نمی‌دهند. گاهی شدت بیماری ملانکولی در این افراد چنان زیاد می‌شود، که فرد به این باور می‌رسد که زندگی ارزش زیستن ندارد؛ از این رو، احتمال خودکشی در این بیماران وجود دارد.

بیماری افسردگی مالیخولیایی، می‌تواند بر سلامت جسمانی افراد نیز تاثیرگذار باشد؛ زیرا این نوع اختلال، تغییرات شدیدی در وضعیت اشتها، کیفیت و نظم خواب ایجاد می‌کند. حتی ممکن است ضربان قلب در این بیماران تشدید می‌گردد، که در نهایت، منجر به بیماری‌های قلبی خواهد شد.

انواع مالیخولیا کدامند؟

خود بیماری مالیخولیا، یکی از زیر مجموعه‌های افسردگی شدید، به حساب می‌آید. اما خود این بیماری را نمی‌توان دسته بندی کرد. البته افرادی که به آن مبتلا می‌شوند، علائم متعددی را تجربه می‌کنند؛ به طوری که حتی ممکن است علائمی که در یک بیمار دیده می‌شوند، با دیگری متفاوت باشد. با این حال، نمی‌توان دسته‌بندی مشخصی با عنوان انواع ملانکولی در نظر گرفت.medicalnewstoday

علائم و نشانه‌های این بیماری به گونه‌ای هستند که بسیاری از متخصصان، انتظار دارند آن را به عنوان یک اختلال روانی متمایز معرفی کنند. اما این مساله هنوز در راهنمای تشخیصی اختلالات روانی، در نظر گرفته نشده است. این موضوع را می‌توان به تفاوت مالیخولیا و افسردگی از نظر نوع تشخیص مربوط دانست.

تفاوت ‏علت بیماری مالیخولیا و افسردگی

علت بیماری ملانکولی نیز مانند بسیاری دیگر از اختلالات روانی، ناشناخته است؛ با این حال، مطالعات نشان می‌دهند که وجود تغییرات در مغز و مسیرهای هورمونی، نقش بسزایی در ابتلا به افسردگی ملانکولیک دارند. در اصل، ابتلا به این بیماری، اغلب علل بیولوژیکی دارد که همین موضوع باعث تفاوت مالیخولیا و افسردگی شده است.

تاثیر هورمون کورتیزول بر افسردگی مالیخولیایی

در برخی افراد، هیپوتالاموس، غده هیپوفیز و غدد فوق کلیوی، به خوبی کار نمی‌کنند. مسیری که شامل این سه مورد می‌شود را محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) می‌نامند. با توجه به اینکه این غدد، وظیفه دارند مواد شیمیایی لازم برای کنترل استرس و اشتها را ترشح نمایند، بنابراین، هر گونه اختلال در عملکرد آن‌ها، می‌تواند منجر به افسردگی مالیخولیایی شود.

در واقع، در بیماران مبتلا به بیماری ملانکولی، اغلب سطح بالایی از هورمون کورتیزول وجود دارد. کورتیزول نوعی هورمون استروئیدی است، که توسط غدد فوق کلیوی ترشح می‌شود؛ تا به مدیریت استرس کمک کند. محور HPA، باید بتواند مقدار کورتیزول موجود در خون را تنظیم نماید. در صورتی که این کار به درستی انجام نشود، عملکردهای اصلی بدن، از جمله متابولیسم، اشتها، تمرکز و حافظه، تحت تاثیر قرار می‌گیرند. تمامی این موارد، می‌توانند در نهایت، به عنوان علت بیماری مالیخولیا، شناخته شوند.

تاثیر سیگنال‌دهی مغز در ابتلا به افسردگی ملانکولیک

یکی دیگر از علل بیماری افسردگی مالیخولیایی، می‌تواند به نوع سیگنال دهی نورون‌های مغزی، مربوط باشد. به این معنا که، اگر تغییراتی در سیگنال‌های مغز به وجود آیند، نوع و نحوه واکنش فرد به محیط اطراف، دگرگون خواهد شد. این مساله می‌تواند یکی از علل بیماری ملانکولی به حساب آید. ممکن است در این گونه موارد، درمان با rTMS بهترین روش باشد، که در جایی از مقاله درباره آن صحبت خواهیم کرد.

تفاوت مالیخولیا و افسردگی از نظر فاکتورهای خطر

محققان و متخصصان، تاکنون به این نتیجه رسیده‌اند که افسردگی ملانکولیک، به شدت به ویژگی‌های بیولوژیکی و ساختار مغز فرد بستگی دارد. در واقع، آن‌ها نشان داده‌اند که برخلاف سایر اشکال افسردگی، بیماری مالیخولیا ارتباط چندانی با عوامل اجتماعی و روانی ندارد.diamondrehabthailand.com

تفاوت مالیخولیا و افسردگی از نظر فاکتورهای خطر

بر همین اساس، وجود فاکتورهای خطر زیر، می‌تواند احتمال ابتلا به افسردگی با خواص ملانکولی را تشدید نماید:

  • ژنتیک و وراثت
  • مرد بودن
  • ایجاد اختلال در محور HPA که پاسخ به استرس را مختل می‌سازد
  • اختلال هیپرکورتیزولیسم به معنای هورمون کورتیزول بیش از حد
  • افرادی که دارای سابقه خانوادگی خودکشی یا مشکلات خلقی هستند
  • بالا رفتن سن
  • ابتلا به سایر اختلالات روانی، که فرد مبتلا به آن‌ها، علائم روان پریشی را نشان می‌دهد

تفاوت ‏علائم مالیخولیا با افسردگی

یکی دیگر از جنبه‌های تفاوت مالیخولیا و افسردگی، در نوع علائم آن‌ها است. حتی نوع و شدت علائم ملانکولی در هر فرد، متفاوت خواهد بود. عمده افراد مبتلا به بیماری ملانکولی، علائم افسردگی شدید (MDD) را از خود نشان می‌دهند، که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • احساس غمگینی شدید و مداوم، که برای مدت طولانی ادامه دارد
  • کاهش سطح انرژی و احساس خستگی دائمی
  • عدم تمایل به انجام فعالیت‌هایی که زمانی لذت بخش بوده‌اند
  • احساس اضطراب (پیشنهاد میشه برای یادگیری بیشتر، فرق اضطراب و افسردگی رو مطالعه بفرمایین)
  • بی‌قراری یا تحریک پذیری
  • تغییر در وضعیت اشتها؛ به صورت زیاد خوردن یا کم خوردن
  • بر هم خوردن نظم خواب و پرخوابی یا کم خوابی
  • تغییر در حرکات بدن به طوری که قبلا آنها را انجام نمی‌داده‌اید برای مثال تکان دادن پا
  • نداشتن تمرکز
  • مشکل در تصمیم گیری
  • اختلالات حافظه
  • فکر کردن به مرگ و صحبت کردن درباره مرگ و خودکشی
  • اقدام به خودکشی

نشانه‌های یاد شده، علائم افسردگی اساسی بودند، که در بیماران مبتلا به ملانکولی دیده می‌شوند. با این حال، برخی علائم، مختص افراد مبتلا به افسردگی مالیخولیایی است، که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  • عدم واکنش نسبت به رویدادهای مثبت و اخبار خوب
  • اختلالات خواب شدید
  • کاهش وزن شدید
  • نداشتن احساس لذت در اکثر فعالیت‌های روزانه
  • احساس گناه مداوم به صورت کاملا افراطی و نامناسب
  • تشدید علائم افسردگی اساسی در هنگام صبح

توجه به تفاوت مالیخولیا و افسردگی در شدت علائم، به تشخیص دقیق بیماری کمک می‌کند. برای تشخیص بیماری ملانکولی حداقل سه مورد از نشانه‌های یاد شده، باید در فرد وجود داشته باشند. هر چه شدت علائم افسردگی MDD در بیماران بیشتر باشد، ویژگی‌های ملانکولیک در آن‌ها مشهودتر خواهد بود. معمولا اغلب کسانی که افسردگی اساسی با ویژگی‌های روان پریشی دارند، بیشتر از دیگران علائم مالیخولیا را نشان می‌دهند.

مطالعه پیشنهادی: تفاوت علائم افسردگی در زنان و مردان

تفاوت مالیخولیا و افسردگی در تشخیص

تفاوت مالیخولیا و افسردگی از نظر علائم، کمک می‌کند تا این دو اختلال از یکدیگر تشخیص داده شوند. بر همین اساس، بسیاری از متخصصان بر این باور هستند، که افسردگی مالیخولیایی باید به عنوان یک اختلال روانی جداگانه، در نظر گرفته شود. با این حال، هنوز این بیماری به صورت زیر مجموعه از MDD است.

بر اساس معیارهایی که در راهنمای تشخیصی DSM-5، برای افسردگی ملانکولیک تعریف می‌شوند، بیمار مبتلا به این اختلال روانی، باید یکی از علائم زیر را داشته باشد:

  • از دست دادن حس لذت در همه یا تقریبا تمام فعالیت‌های مورد علاقه شخص
  • عدم واکنش به فعالیت‌ها و رویدادهایی که از نظر عینی لذت بخش هستند؛ به این معنا که اگر یک اتفاق خوب رخ می‌دهد، احساس بهتری ندارد.

وجود تنها یکی از این موارد، می‌تواند تشخیص افسردگی مالیخولیایی را قطعی کند. اگر هیچ یک از این موارد در فرد دیده نشوند، وجود حداقل سه مورد از نشانه‌های زیر، نشان می‌دهند که فرد به بیماری ملانکولی مبتلا است:

  • احساس ناامیدی عمیق و پوچی
  • ضعیف شدن خلق و خو؛ که با گذشت زمان بدتر می‌شود و در صبح هنگام، به اوج خود می‌رسد
  • بیدار شدن زود هنگام در صبح (حداقل دو ساعت زودتر از زمان بیداری)
  • احساس بی‌قراری که در ظاهر شخص نیز مشخص است
  • احساس گناه بیش از حد

روش های تشخیص مالیخولیا

به طور کلی، برای تشخیص بیماری مالیخولیا، هیچ گونه آزمایش پزشکی خاصی وجود ندارد. بهترین راهکار، مراجعه به یک روانپزشک حرفه‌ای و مجرب است، تا بتواند با بررسی علائم بیماری ملانکولی در فرد، این اختلال را در او تشخیص دهد. هر چند معمولا در گام اول تشخیص مالیخولیا، لازم است بیمار با انجام آزمایش خون یا آزمایش‌های دیگر، از وجود علل زمینه‌ای افسردگی مطمئن گردد. در این آزمایش‌ها موارد زیر بررسی می‌گردند:

  • هورمون محرک تیروئید
  • تیروکسین آزاد
  • ویتامین D
  • سموم احتمالی

چه بیماری‌هایی ممکن است با مالیخولیا اشتباه گرفته شوند؟

با وجود تفاوت مالیخولیا و افسردگی، شباهت‌هایی بین علائم افسردگی ملانکولیک با سایر اختلالات روانی وجود دارند، که تشخیص آن را دشوارتر می‌کنند. بر همین اساس، یک روانپزشک با تجربه، با بررسی علائم بیمار، تفاوت بین این اختلالات را با ملانکولی بررسی خواهد کرد. از جمله این اختلالات روانی، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اختلال دو قطبی
  • اختلال سیکلوتایمی
  • اختلال افسردگی مداوم
  • اختلال ناخوشی پیش از قاعدگی
  • تاثیر داروهای تجویز شده توسط پزشک یا اثرات ناشی از داروهای غیرقانونی
  • انواع بیماری‌های جسمی
  • اختلال بی‌نظمی خلقی مخرب (Disruptive mood dysregulation disorder)

تفاوت ‏درمان مالیخولیا و افسردگی در چیست؟

هر چند تفاوت مالیخولیا و افسردگی از نظر علائم و تشخیص، تا حدودی قابل درک هستند، اما برای درمان هر دو اختلال روانی، از روش‌های تقریبا مشابه استفاده می‌شود. البته رویکرد درمان‌های خط اول برای درمان افسردگی ملانکولیک، ممکن است با درمان انواع افسردگی، تفاوت‌هایی داشته باشد. در ادامه، به مهم‌ترین روش‌هایی که برای درمان مالیخولیا به کار می‌روند، اشاره می‌کنیم.

درمان دارویی بیماری ملانکولی

برای آنکه بتوان علائم افسردگی مالیخولیایی را بهبود بخشید، متخصص اعصاب و روان، داروهای ضد افسردگی را با دوز مشخص برای بیمار تجویز می‌کند. برای این گونه بیماران، داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای (TCA)، نسبت به داروهای SSRI، مفیدتر خواهند بود. این نوع داروهای ضد افسردگی، از جذب مجدد انتقال دهنده‌های عصبی سروتونین و نور اپی نفرین توسط سلول‌های عصبی در مغز، جلوگیری می‌کنند. برخی از کاربردی‌ترین داروهای ضد افسردگی TCA عبارتند از:

  • توفرانیل (ایمی پرامین)
  • پاملور (نورتریپتیلین)
  • آمی تریپتیلین

تفاوت مالیخولیا و افسردگی در نوع داروی مصرفی نیز مشهود است. زیرا برای درمان افسردگی، اغلب از SSRIها استفاده می‌شود. مصرف TCAها ممکن است عوارضی در پی داشته باشد، که با گذشت زمان و تکرار مصرف آن‌ها، این عوارض کاهش می‌یابند. خشک شدن دهان، سرگیجه، تاری دید، خواب آلودگی، افزایش وزن، تعریق زیاد، مشکل در ادرار کردن، یبوست و تغییر در ضربان قلب، از رایج‌ترین عوارض جانبی مصرف داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای هستند.

لازم است این داروها را بر اساس دستورالعمل‌های پزشک، و به صورت دقیق مصرف کنید. اگر عوارض جدی مشاهده کردید، می‌توانید آن را با پزشک خود در میان بگذارید.

روان درمانی برای اختلال افسردگی مالیخولیایی

یکی دیگر از درمان‌های خط اول، که برای افسردگی ملانکولیک به کار می‌رود، روان درمانی یا مشاوره درمانی است. با این حال، شاید بتوان مهم‌ترین تفاوت مالیخولیا و افسردگی را در این دانست که بیماری ملانکولی، تنها با کمک روان درمانی قابل درمان نخواهد بود. این مساله، به طور خاص، می‌تواند به ویژگی‌های بیولوژیکی قوی مالیخولیا مربوط باشد. از این رو، معمولا لازم است هنگامی که بیمار از طریق مشاوره با روانپزشک، مراحل درمان خود را پشت سر می‌گذارد، حتما از داروهای ضد افسردگی نیز استفاده کند. این مساله به تفاوت مالیخولیا و افسردگی از نظر درمان نیز اشاره دارد.

روان درمانی برای اختلال افسردگی مالیخولیایی

برخی از مهم‌ترین روش‌های روان درمانی، که برای بیماران ملانکولیک، مورد استفاده قرار می‌گیرند، به قرار زیر هستند:

  • درمان CBT یا شناختی رفتاری؛ در این تکنیک درمانی، افکار و رفتارهای مشکل ساز بیمار شناسایی شده، و زمینه تبدیل آن‌ها به افکار مثبت و سالم، فراهم می‌گردد.
  • درمان بین فردی (IPT)؛ درمان بین فردی، به بیمار کمک می‌کند تا روابط خود با دیگران را بهبود بخشیده و انتظارات خود را تغییر دهد. نتیجه این روش درمانی، ایجاد یک شبکه حمایتی قوی‌تر است، که روند درمان بیمار را بهبود می‌بخشد.
  • خانواده درمانی؛ این تکنیک باعث ایجاد یک فضای امن برای بیماران ملانکولیک می‌شود، که به آن‌ها کمک می‌کند تا احساسات خود را بیان کرده و ارتباطات و تمایلات خود را بهتر کنند.

درمان افسردگی مالیخولیایی با الکتروشوک

برخی از بیماران، به هیچ یک از روش‌های روان درمانی و درمان دارویی، پاسخ مناسبی نمی‌دهند. در چنین مواردی، ممکن است پزشک، استفاده از روش درمان با الکتروشوک (ECT) را به بیمار توصیه کند. الکتروشوک را می‌توان یک درمان ایمن و موثر، برای افسردگی مالیخولیایی در نظر گرفت. به طور خاص، برای افرادی که علائم شدیدی نشان می‌دهند، و نسبت به درمان‌های سخت مقاوم هستند، درمان با الکتروشوک راهکار مناسبی خواهد بود.

نحوه انجام الکتروشوک

برای درمان با ECT، لازم است یک تحریک الکتریکی کوتاه به مغز اعمال گردد. این تحریک الکتریکی، باعث ایجاد تشنج کنترل شده می‌شود، که مدت زمان آن از ۲۰ تا ۹۰ ثانیه متغیر است. برای انجام این روش درمانی، بیمار باید تحت بیهوشی عمومی قرار گیرد، تا عضلات بدن در آرامش بوده و بهترین نتیجه از درمان حاصل گردد.

مدت زمان بیهوشی بیمار بین ۵ تا ۱۰ دقیقه خواهد بود. ناگفته نماند که درمان با الکتروشوک، باید طی چندین جلسه تکرار شود؛ تعداد جلسات الکتروشوک برای هر فرد، متفاوت بوده و به شدت علائم بستگی دارد. این مساله را نیز می‌توان یکی از جنبه‌های تفاوت مالیخولیا و افسردگی دانست.

درمان مالیخولیا با rTMS

درمان با دستگاه rTMS، یکی از روش‌های نسبتا نوینی است، که برای درمان اختلالات روانی، از جمله انواع افسردگی، به کار گرفته می‌شود. در این روش، هدف اصلی، تحریک نورون‌های مغزی است تا در ترشح هورمون‌های سروتونین و دوپامین، تعادل ایجاد گردد.

تفاوت درمان با آر تی ام اس و الکتروشوک در این است، که این روش نیازی به بیهوشی ندارد. ضمن اینکه برای درمان با rTMS، پالس‌های مغناطیسی به مغز اعمال می‌گردند. بنابراین یک روش کاملا کم تهاجمی و با کمترین عارضه خواهد بود.

درمان افسردگی با آر تی ام اس باید بر اساس نظر پزشک متخصص، و پس از تایید وی انجام گیرد. این درمان نیز به صورت جلسه‌ای بوده، و بیمار پس از هر جلسه درمانی، می‌تواند به فعالیت‌های روزمره خود مشغول باشد. ممکن است وجود تفاوت مالیخولیا و افسردگی، محدودیت‌هایی را برای درمان با rTMS ایجاد کند؛ در هر حال، پزشک متخصص می‌تواند این مساله را بررسی نماید. اطلاعات کافی در این باره را می‌توانید از کارشناسان کلینیک زیما درمان جویا شوید.

چگونه از ابتلا به افسردگی ملانکولیک پیشگیری کنیم؟

در حالت کلی، درمان افسردگی مالیخولیایی، باید در اولویت قرار گیرد. با این حال، با توجه به اینکه علائم این اختلال، عمدتا با غمگینی شدید و عدم علاقه به فعالیت‌های روزانه همراه است، انجام برخی مراقبت‌ها، می‌تواند کیفیت زندگی این بیماران را افزایش دهد؛ مخصوصا برای افرادی که داروهای ضد افسردگی مصرف می‌کنند، رعایت این مراقبت‌ها تاثیر درمان را بیشتر خواهد کرد.

چگونه از ابتلا به افسردگی ملانکولیک پیشگیری کنیم؟

مهم‌ترین تغییراتی که می‌توانند خلق و خو و احوالات بیمار را بهبود بخشند، عبارتند از:

  • ورزش کردن منظم
  • داشتن یک رژیم غذایی سالم
  • مراقبه کردن و یوگا
  • حضور در جمع‌های دوستانه و خانوادگی
  • تنظیم برنامه خواب و حفظ نظم آن

با این که تفاوت مالیخولیا و افسردگی، چالش‌هایی در درمان ایجاد می‌کند، اما این مراقبت‌ها برای پیشگیری از دپرشن نیز مناسب هستند. لازم است اشاره کنیم که رعایت این گونه نکات، برای بیماران مبتلا به این اختلال، کمی دشوارتر از حد معمول خواهد بود. با این حال، زمانی که افراد از داروهای ضد افسردگی استفاده می‌کنند، کنترل بیشتری بر شرایط خواهند داشت. این مساله می‌تواند رعایت این گونه تغییرات و مراقبت‌ها را راحت‌تر کند.

پس بطور خلاصه، تفاوت افسردگی و مالیخولیا:

با این که بیماری ملانکولی زیرمجموعه‌ای از افسردگی ماژور به حساب می‌آید، اما تفاوت‌هایی نیز دارند. تفاوت مالیخولیا و افسردگی از نظر علل و علائم، باعث شده تا درمان این اختلالات نیز تا حدودی متفاوت باشند. البته از روش‌های یکسانی برای بهبود بیماران استفاده می‌شود؛ اما رویکرد متفاوتی در درمان آن‌ها دنبال خواهد شد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت ، استفاده از سرویس ریکپچای گوگل الزامی است که منوط به خط مشی رازداری و شرایط استفاده گوگل است.

من با این قوانین موافقم.

دکتر سروش احسان
دکتر سروش احسان

متخصص مغز و اعصاب و ستون فقرات

دکتر نوروالهی متخصص پارکینسون
دکتر حمید نورالهی

متخصص بیماری های مغز و اعصاب (نورولوژی)

دکتر یزدان پناهی

مغز و اعصاب و ستون فقرات

دکتر الهام کاملی

متخصص روانپزشک

دکتر محیا علمی

بیماری های مغز و اعصاب (نورولوژی)

مقالات مرتبط