تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی چیست؟

تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی چیست؟

افسرده خویی یا دیس تایمی (Dysthymia)، از نظر علائم، شباهت زیادی با اختلال افسردگی اساسی (Major Depression) دارد. برای مثال، احساس غم و اندوه شدید و ناامیدی، در هر دو اختلال، مشترک هستند. با این حال، تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، عمدتا به شدت و میزان دوام این علائم بستگی دارد.

در حالت کلی، درک تفاوت‌ها و شباهت‌های بین انواع اختلال روانی، از جمله انواع افسردگی، برای تشخیص صحیح و انتخاب بهترین روش درمانی، اهمیت دارد. هر چند مراجعه به یک پزشک متخصص اعصاب و روان حرفه‌ای و مجرب، می‌تواند این چنین مشکلات را برطرف نماید. در ادامه این مقاله، به معرفی افسرده خویی و تفاوت آن با افسردگی می‌پردازیم؛ همچنین، نکاتی را درباره تست افسرده خویی و انواع معیارهای افسردگی اساسی، ارائه خواهیم داد.

مطالعه پیشنهادی: تفاوت افسردگی اساسی با افسردگی مینور

افسرده خویی و افسردگی کدامند؟

در اصطلاح پزشکی، افسرده خویی را تحت عنوان دیس تایمی نیز می‌شناسند. این اختلال روانی، شباهت زیادی به افسردگی دارد، و عملا دو حالت نسبتا مشترک به حساب می‌آیند. آمارها و برآوردها نشان می‌دهند، که بیش از ۷ درصد از کل بزرگسالان در ایالات متحده، حداقل یک دوره افسردگی اساسی را در یک سال گذشته تجربه کرده‌اند. این در حالی است که احتمال ابتلا به افسرده خویی برای همین جامعه، حدود 2.5 درصد تخمین زده می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، از نظر میزان شیوع بسیار قابل توجه است.

تعریف دیس تایمی یا افسرده خویی (PDD)

افسرده خویی، یکی از انواع افسردگی‌های مزمن است، که نسبت به افسردگی ماژور شدت کمتری دارد؛ با این حال، علائم آن می‌توانند تا سالیان طولانی، ادامه پیدا کنند. در حالت کلی، ابتلا به اختلال دیس تایمی، تاثیر قابل توجهی بر روابط اجتماعی، زندگی خانوادگی، سلامت جسمانی و فعالیت‌های روزانه شخص داشته باشد.

تعریف افسردگی اساسی (MDD)

افسردگی اساسی یا افسردگی ماژور، یک اختلال شایع پزشکی است، که به سلامت روان مربوط می‌شود. این اختلال، تاثیر منفی فراوانی بر نحوه تفکر، احساس و عمل بیماران می‌گذارد. گاهی شدت علائم PDD چنان زیاد می‌شود، که مشکلات عاطفی و جسمی جدی را در بر دارد. به طوری که فرد مبتلا به افسردگی اساسی، عملا در فعالیت‌های روزمره خود به مشکل برخورده، و نمی‌تواند فعالیت‌های شغلی خود را به شکل صحیح دنبال نماید.

تفاوت افسردگی و با افسرده خویی از نظر مدت علائم

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، در این است که علائم این دو اختلال، تا چه زمانی ادامه می‌یابند. در واقع، یکی از معیارهای اصلی در تشخیص افسردگی اساسی این است، که علائمی مانند غم شدید و ناامیدی عمیق، حداقل باید به مدت دو هفته طول بکشند. این در حالی است که در تشخیص افسردگی دیس تایمی، مدت زمان دوام علائم، حداقل حدود دو سال خواهد بود.sabinorecovery.com

البته لازم است به این نکته اشاره کنیم، که افرادی که به افسرده خویی مبتلا هستند، با اینکه حداقل دو سال با علائم افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند، اما شدت این علائم در آن‌ها، کمتر از افراد مبتلا به افسردگی اساسی خواهد بود. با این حال، خطر ابتلا به دوره‌های افسردگی اساسی، همچنان در کمین بیماران دیس تایمی است و بنابراین، درمان این اختلال اهمیت دارد.

مطالعه پیشنهادی: درمان افسردگی فصلی

تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی از نظر تغییرات خلق و خو

بیماران مبتلا به دیس تایمی، ممکن است دوره‌های افسردگی اساسی را تجربه کنند. آن‌ها در بین بازه‌های زمانی افسردگی اساسی، دوره‌هایی را دارند که علائم افسردگی آن‌ها خفیف‌تر خواهند بود. این در حالی است که افراد مبتلا به افسردگی اساسی، با وجود غم شدید و اندوه عمیق، ممکن است در برخی بازه‌های زمانی، خلق و خوی عادی خود را داشته باشند؛ به طوری که در این بازه‌های زمانی، آن‌ها به هیچ عنوان علائم افسردگی را نشان نمی‌دهند. این مساله از مهم‌ترین جنبه‌های تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی است، که باید در تشخیص این اختلالات روانی به آن‌ها دقت نمود.

تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی از نظر نوع علائم

پیش از این اشاره کردیم که افسردگی با دیس تایمی، از نظر مدت زمان دوام علائم، با یکدیگر تفاوت دارند. حال سوال این است که افسردگی با افسرده خویی، از نظر نوع علائم، چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ در پاسخ باید گفت که هر دو اختلال روانی PDD و MDD، دارای علائم عمومی افسردگی از جمله موارد زیر هستند:

  • احساس پوچی، غم، ناامیدی و گریه
  • پاسخ دادن به مسائل مختلف حتی کم اهمیت، با حالت عصبانیت یا ناامیدی
  • خوابیدن خیلی کم یا خیلی زیاد
  • عدم علاقه به انجام فعالیت‌های عادی و روزانه؛ مانند ورزش کردن یا انواع سرگرمی‌ها
  • نداشتن انرژی کافی برای انجام کارهای کوچک و بزرگ
  • از دست دادن اشتها یا میل شدید به غذا خوردن
  • کاهش یا افزایش وزن
  • احساس گناه و بی‌ارزشی
  • نداشتن توانایی تصمیم‌گیری، تفکر و تمرکز
  • بروز مشکلات حافظه‌ای

علائم عمومی افسردگی اساسی و افسرده خویی

این گونه علائم، در بیماران مبتلا به PDD و MDD دیده می‌شوند؛ اما اصلی‌ترین تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، در شدت و ماندگاری این علائم است. پیش از این، درباره مدت زمان دوام علائم افسردگی در هر یک از بیماران صحبت کردیم.

تشخیص افسرده خویی و افسردگی چگونه است؟

در تشخیص انواع افسردگی، تنها باید به علائم رفتاری و خلق و خوی بیمار و مدت زمان آن‌ها، توجه نمود. در واقع هیچ گونه آزمایش پزشکی، نمی‌تواند ابتلای فرد به افسرده خویی یا افسردگی را نشان دهد. با این حال، معمولا بیمارانی که به دلیل مشاهده علائم افسردگی، به روانپزشک مراجعه می‌کنند، باید یک آزمایش خون برای بررسی علل پزشکی که می‌توانند منجر به افسردگی شوند، انجام دهند.

تست افسرده خویی

کم خونی یا پایین بودن سطح ویتامین D در بدن، می‌تواند منجر به احساس خستگی و ضعف دائمی یا خلق و خوی ضعیف در فرد گردد. انجام یک آزمایش خون ساده، به پزشک شما کمک می‌کند تا این گونه موارد را بررسی نماید. در صورتی که مشکلی از این بابت وجود نداشته باشد، مواردی مانند شدت علائم و مدت زمان دوام آن‌ها، بررسی می‌گردند. از این لحظه، بیمار باید تحت نظر یک روانپزشک مجرب و حرفه‌ای، درمان خود را آغاز نماید.

ملاک افسردگی اساسی

ملاک افسردگی اساسی، وجود علائمی مانند احساس پوچی، غم شدید و حس بی‌ارزش بودن است؛ به طوری که این علائم، حداقل به مدت دو هفته پایدار باشند. البته حتی در این صورت نیز پزشک باید بیمار را برای مدتی تحت نظر داشته باشد. زیرا ممکن است علائم افسردگی، تنها برای مدت کوتاهی ظاهر گردند. این مساله، روند تشخیص افسردگی اساسی، و انتخاب بهترین روش درمان افسردگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی از نظر روش‌های درمان

در هر حال، افسرده خویی را می‌توان به عنوان یکی از زیر مجموعه‌های اختلال روانی افسردگی دانست. از آنجا که علائم این دو اختلال، کاملا شبیه هستند، بنابراین به نظر می‌رسد با روش‌های درمانی مشابه، بتوان هر دو اختلال را درمان نمود. به این ترتیب، تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، از نظر روش‌های درمان تقریبا بی‌معنا خواهد بود.

دارو درمانی دیس تایمی و افسردگی ماژور

هر بیماری که با علائم PDD یا MDD به پزشک متخصص اعصاب و روان مراجعه کند، تحت درمان با داروهای ضد افسردگی قرار می‌گیرد. البته ممکن است این داروها، از یکی از گروه‌های SSRI، SNRI یا داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای انتخاب گردند. شاید در مورد تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی از نظر درمان دارویی، بتوان به میزان دوز دارو اشاره کرد. این پزشک متخصص اعصاب و روان است که مشخص می‌کند بیمار باید از چه نوع دارویی و با چه دوزی استفاده کند.

روان درمانی برای کنترل MDD و PDD

روان درمانی با تکنیک‌های مختلف، برای درمان انواع اختلالات روانی از جمله PDD و MDD به کار می‌رود. در حالت کلی، روان درمانی اولین قدم برای بهبود سلامت روان بیماران است، که می‌تواند با دارو درمانی همراه گردد.

در طول جلسات روان درمانی، بیمار درباره احساسات و تغییرات خلق و خوی خود، با روانپزشک یا روانشناس صحبت می‌کند. بررسی افکار بیمار و بیان احساسات، هم به پزشک و هم به بیمار کمک می‌کند تا تغییرات خلق و خوی او، ریشه یابی شوند. در نهایت، روش‌هایی برای تغییر رفتار بیمار به کار گرفته می‌شوند.

روان درمانی افسرده خویی و افسردگی اساسی

یکی از بهترین روش‌های روان درمانی برای درمان افسردگی و افسرده خویی، تکنیک درمان شناختی رفتاری یا CBT است. در این روش، بیمار تلاش می‌کند تا افکار و احساسات منفی خود را شناسایی کرده، و آن‌ها را با رفتارهای مثبت جایگزین نماید. تنها موردی که می‌توان به عنوان تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، از نظر روان درمانی در نظر گرفت، این است که ممکن است تعداد جلسات مورد نیاز بیمار، برای رسیدن به زندگی عادی، متفاوت باشد.

درمان افسردگی با آر تی ام اس (rTMS)

یکی از موثرترین روش‌های درمانی، که برای انواع افسردگی از جمله افسرده خویی و ماژور دپرشن به کار می‌رود، درمان با دستگاه rTMS است. این دستگاه که با استفاده از یک میدان مغناطیسی به تحریک نورون‌های مغزی می‌پردازد، ترشح انتقال دهنده‌های عصبی در مغز را بهبود می‌بخشد، و به بهتر شدن خلق و خوی بیماران افسرده کمک می‌کند.

در مورد تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، از نظر درمان با آر تی‌ام اس نیز، می‌توان گفت که ممکن است تعداد جلسات برای بیماران PDD و MDD متفاوت باشد.

منظور از ابتلا به افسردگی مضاعف چیست؟

یکی از نکاتی که باید به آن توجه نمود، این است که برخی بیماران، به صورت همزمان به اختلال PDD و MDD مبتلا می‌شوند. هر چند این گونه مشکلات مربوط به سلامت روان، کاملا از یکدیگر مجزا هستند، با این حال، وقوع چنین شرایطی دور از انتظار نیست. برای مثال، برخی از بیمارانی که چندین سال به PDD مبتلا بوده‌اند و پس از آن، وارد یک دوره افسردگی اساسی شده‌اند، ممکن است دچار افسردگی مضاعف گردند. البته با اینکه بسیاری از متخصصان و روانپزشکان، از این اصطلاح برای بیماران استفاده می‌کنند، با این حال، نمی‌توان این گونه تشخیص را رسمی دانست. با همه اوصاف، باز هم نمی‌توان از احتمال وقوع PDD و MDD به صورت همزمان چشم‌پوشی کرد.

مطالعه پیشنهادی: فرق ملانکولی با افسردگی

برای درمان افسرده خویی و افسردگی اساسی به کجا مراجعه کنیم؟

تنها یک روانپزشک حرفه‌ای می‌تواند با بررسی تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی، آن‌ها را تشخیص داده و برنامه‌ریزی درمانی را انجام دهد. در کلینیک روانشناسی زیما درمان، امکان مشاوره بیماران و جلسات روان درمانی برای آن‌ها، فراهم شده است. همچنین، در صورتی که بیماران به درمان‌های تخصصی مانند درمان افسردگی با rTMS نیاز داشته باشند، تحت نظارت دکتر الهام کاملی، می‌توانند این روش درمانی موثر را دنبال نمایند.

هدف از ارائه این مقاله، صحبت درباره تفاوت افسردگی اساسی با افسرده خویی بود. مشخص شد که تنها تفاوت دیس تایمی با افسردگی، در شدت و میزان ماندگاری علائم است. در واقع، علائم افسردگی در هر دو اختلال روانی، کاملا مشابه هستند. اما مدت زمان ماندگاری علائم در بیماران دیس تایمی، بسیار طولانی‌تر از بیماران افسردگی اساسی خواهد بود. البته در هر صورت، بهتر است تشخیص این نوع اختلالات روانی را، به عهده یک روانپزشک متخصص بگذارید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت ، استفاده از سرویس ریکپچای گوگل الزامی است که منوط به خط مشی رازداری و شرایط استفاده گوگل است.

من با این قوانین موافقم.

دکتر سروش احسان
دکتر سروش احسان

متخصص مغز و اعصاب و ستون فقرات

دکتر نوروالهی متخصص پارکینسون
دکتر حمید نورالهی

متخصص بیماری های مغز و اعصاب (نورولوژی)

دکتر یزدان پناهی

مغز و اعصاب و ستون فقرات

دکتر الهام کاملی

متخصص روانپزشک

دکتر محیا علمی

بیماری های مغز و اعصاب (نورولوژی)

مقالات مرتبط