نقشه مغزی فرد افسرده چگونه است؟ بررسی نقشه مغزی افسردگی

تصویری از نقشه مغزی فرد افسرده | نقشه مغزی فرد افسرده چگونه است؟ بررسی نقشه مغزی افسردگی

در سال‌های اخیر بیش از ۷۰ پژوهش بالینی روی بیماران انجام شده که نشان داده است در نقشه مغزی فرد افسرده، بخش‌های مرتبط با کنترل هیجان و تصمیم‌گیری فعالیت کمتری دارند. به همین دلیل، نقشه مغزی افسردگی به پزشکان کمک می‌کند تا تشخیص زودهنگام داشته باشند و روش درمانی مناسب‌تری انتخاب کنند. تحقیقات همچنین تفاوت‌های قابل‌توجهی را میان تفاوت نقشه مغزی افسرده و سالم (qEEG) نشان داده‌اند.

از نظر روانشناسان، افسردگی اساسی می‌تواند رویدادها و احساسات منفی را برجسته‌تر کرده و حالت عدم لذت را در شخص ایجاد کند؛ ترکیب این دو عامل، باعث ایجاد افسردگی شده و کیفیت زندگی فرد را کاهش می‌دهد. دو ناحیه مهم مغز یعنی آمیگدال و اکومبنس، به ترتیب احساسات منفی و لذت را کنترل می‌کنند؛ بنابراین تغییر فعالیت این دو قسمت بر روی نقشه مغزی، می‌تواند نشان دهنده ابتلا به افسردگی باشد!

در تصویر qEEG، فعالیت نواحی مختلف مغز و ارتباط بین آن‌ها از طریق رنگ‌های قرمز، آبی و زرد، نمایش داده می‌شوند؛ تفسیر آن‌ها به پزشک متخصص مغز و اعصاب کمک می‌کند، تا نوع اختلال و شدت آن را تشخیص دهد.

چرا نقشه مغزی برای تشخیص افسردگی خوب است؟

برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید بدانیم که نقشه مغزی چیست. مغز انسان از نواحی مختلفی تشکیل شده که در هر ناحیه، نورون‌های عصبی مستقل از یکدیگر یا در ارتباط با هم فعالیت دارند. ارتباط بین این نواحی، از طریق سیگنال‌هایی که بین نورون‌های عصبی رد و بدل می‌شوند، برقرار می‌گردد؛ این مسیرهای الکتریکی مغزی را اصطلاحا مدار می‌نامند که با نقشه مغزی، شبیه سازی می‌شوند.Depression and the brain – Queensland Brain Institute – University of Queensland (uq.edu.au)

هر یک از مدارهای مغزی، که فعالیت بیش از حد یا کمتر از مقدار استاندارد داشته باشند، عملکرد مغز را مختل می‌سازند. این دقیقا اتفاقی است که در افراد مبتلا به اختلالات روانی، از جمله افسردگی، رخ می‌دهد! برای مثال، کاهش بیش از حد نوراپی نفرین در مغز باعث کم شدن انرژی، مشکل در تمرکز و عدم علاقه به فعالیت‌های مورد علاقه خواهد شد!

نقشه مغزی فرد افسرده مشخص می‌کند، که تعادل کدام یک از انتقال دهنده‌های عصبی در مغز، بر هم خورده است. همچنین با کمک qEEG می‌توان ارتباط بین نواحی مختلف مغز را بررسی کرده، و در نهایت مشخص نمود که آیا فرد به افسردگی مبتلا شده است یا خیر و شدت افسردگی وی چقدر است.

نقشه مغزی فرد افسرده چه تفاوتی با فرد سالم دارد؟

هر چند علت وقوع افسردگی هنوز به طور دقیق مشخص نیست، اما مواردی مانند ژنتیک، محیط و اعصاب (یا ترکیبی از آن‌ها) می‌توانند عامل آن باشند. در هر حال، این مشکل سلامت روان می‌تواند ساختار و شیمی مغز را تغییر دهد؛ به طوری که بررسی نقشه مغزی فرد افسرده و مقایسه آن با نقشه مغزی فرد سالم، تفاوت‌های قابل توجهی را نشان می‌دهد! در ادامه، این تغییرات را بررسی می‌کنیم.Depressed Brain Vs Normal Brain: Understanding The Effects (metaaddictiontreatment.com)

بر اساس گزارش انجمن علوم اعصاب اروپا (European Neuroscience Association, 2020)، مقایسه تفاوت نقشه مغزی افسرده و سالم نشان می‌دهد بیماران افسرده امواج آلفای بیشتری در ناحیه چپ مغز تولید می‌کنند که به کاهش انگیزه و انرژی مرتبط است.

برهم خوردن تعادل انتقال دهنده‌های عصبی

دوپامین، نوراپی نفرین و سروتونین، در مغز فرد افسرده سطوح متفاوتی با فرد سالم دارد؛ به همین دلیل نیز علائمی مانند تغییر در اشتها، ضعف در خلق و خو، احساس ناامیدی و اختلال در خواب، در فرد افسرده دیده می‌شوند.

هر یک از این موارد، باید از طریق برقراری ارتباط بین مدارهای مغزی کنترل شوند. اما در نقشه مغزی فرد افسرده، ارتباط بین این مدارها ضعیف‌تر به نظر می‌رسد؛ یعنی تعادل شیمی مغز بر هم خورده است! البته ممکن است برخی تغییرات، در نقشه مغزی افسردگی و نقشه مغزی وسواس مشترک باشند! بنابراین، پزشک متخصص باید از روش‌های تشخیصی دیگر نیز کمک بگیرد.Does Brain Mapping Really Work & Is It A Legitimate Procedure? | Drake Institute

کوچک شدن هیپوکامپ

یکی از نتایج مطالعات علمی درباره افسردگی مزمن، این است که این اختلال روانی، می‌تواند اندازه هیپوکامپ را کوچکتر کند؛ هیپوکامپ یعنی ناحیه‌ای از مغز که مسئول حافظه و تنظیم هیجان است! هنگام نقشه برداری از مغز فرد افسرده، معمولا از تکنیک‌های خاصی استفاده می‌شود، تا هیجانات شخص را تحریک کنند؛ از این طریق می‌توان میزان واکنش او به چالش‌های مختلف را بررسی نمود.

کوچک شدن هیپوکامپ باعث می‌شود تا افراد، مستعد استرس شده و در کنترل و مدیریت احساسات خود، به چالش دچار می‌شوند. آن‌ها نمی‌توانند تجربیات مثبت خود را یادآوری کنند و اغلب، با نشخوار فکری درگیر هستند. میزان انعطاف پذیری این گونه افراد، در مواجهه با سختی‌ها بسیار کمتر از فرد سالم است!

تغییر عملکرد قشر جلوی مغز

واضح‌ترین تفاوت نقشه مغزی فرد افسرده و سالم، در میزان فعالیت قشر جلوی مغز است. این قسمت که وظیفه تصمیم‌گیری، حل مساله و تنظیم احساسات را بر عهده دارد، در افراد مبتلا به اختلال افسردگی، تغییر رویه می‌دهد. بنابراین شخص افسرده، نمی‌تواند با احساسات خود برخورد صحیحی داشته و یا تصمیم‌گیری کند.

طبق مطالعه منتشر شده در ژورنال روان‌پزشکی آمریکا (American Journal of Psychiatry, 2021)، فعالیت مغز در نواحی پیش‌پیشانی بیماران افسرده در نقشه مغزی افسردگی کاهش چشمگیری دارد که می‌تواند به عنوان نشانگر زیستی مورد استفاده قرار گیرد.

التهاب و اختلال در سیستم ایمنی

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌هایی که بین نقشه مغزی در فرد افسرده و سالم دیده می‌شود، وجود نشانگرهای التهابی در مغز افراد افسرده است. در واقع، افسردگی می‌تواند باعث بروز التهاب و اختلال در تنظیم سیستم ایمنی بدن شود. بنا بر تحقیقات علمی جدید، مشخص شده که بین مغز و سیستم ایمنی، تعامل پیچیده‌ای وجود دارد!

بیش فعالی آمیگدال

ناحیه آمیگدال در مغز، مسئول پردازش احساسات است؛ این ناحیه در نقشه مغزی فرد افسرده، فعالیت بیش از حدی نشان می‌دهد. در واقع، آمیگدال در مغز فرد افسرده، شبیه به یک آشکارساز دود عمل می‌کند، که حساسیت بیش از حد دارد! یعنی حتی اگر موقعیت‌های غیر تهدیدآمیز پیش آید، باز هم آمیگدال اعلام خطر می‌کند! بیش فعالی آمیگدال، در نقشه مغزی اسکیزوفرنی نیز دیده می‌شود.

نقشه مغزی فرد افسرده | تفاوت نقشه مغزی افسرده و سالم چیست؟

این معضل باعث می‌شود تا حتی رویدادهای روزمره، بتوانند احساس ترس شدید و اضطراب را در فرد به وجود آورند. همچنین بیش فعال بودن آمیگدال، منجر به آشفتگی عاطفی خواهد شد؛ یعنی شخص افسرده، حتی برای موقعیت‌های غیر تهدید‌کننده نیز احساس آشفتگی و بی‌قراری دارد.

تفاوت

ویژگی در فرد افسرده

ویژگی در فرد سالم

علل و تاثیرات

کاربرد تشخیصی

تعادل انتقال‌دهنده‌های عصبی

سطوح نامتعادل دوپامین، نوراپی‌نفرین، و سروتونین؛ ارتباط ضعیف مدارهای مغزی.

تعادل طبیعی انتقال‌دهنده‌ها؛ ارتباط قوی مدارها.

تغییر اشتها، خلق‌وخو، خواب، ناامیدی؛ همپوشانی با OCD.

شناسایی اختلال شیمی مغز؛ تمایز از وسواس.

کوچک شدن هیپوکامپ

کاهش اندازه هیپوکامپ (مسئول حافظه و هیجان)؛ مستعد استرس، نشخوار فکری، انعطاف‌پذیری کم.

اندازه طبیعی هیپوکامپ؛ مدیریت هیجان مناسب.

افسردگی مزمن؛ همپوشانی با اسکیزوفرنی، دوقطبی، PTSD.

ارزیابی شدت افسردگی؛ پایش درمان (تحریک هیجانات برای بررسی واکنش).

عملکرد قشر جلوی مغز

کاهش فعالیت قشر پیشانی (تصمیم‌گیری، حل مسئله، تنظیم احساسات).

فعالیت طبیعی قشر پیشانی.

ناتوانی در مدیریت احساسات و تصمیم‌گیری.

تشخیص اختلال عملکرد اجرایی؛ برنامه‌ریزی درمان شناختی.

التهاب و سیستم ایمنی

نشانگرهای التهابی در مغز؛ اختلال تنظیم ایمنی.

التهاب کم؛ تعادل ایمنی.

تعامل مغز و ایمنی؛ افزایش خطر افسردگی.

شناسایی التهاب مغزی؛ ترکیب با تست‌های ایمنی.

بیش‌فعالی آمیگدال

فعالیت بیش از حد آمیگدال (پردازش احساسات)؛ حساسیت به تهدیدهای غیرواقعی.

فعالیت متعادل آمیگدال.

ترس، اضطراب، آشفتگی عاطفی؛ همپوشانی با اسکیزوفرنی.

ارزیابی واکنش عاطفی؛ درمان با نوروفیدبک برای کاهش بیش‌فعالی.

تاثیر نقشه مغزی فرد افسرده در درمان او

از آنجا که qEEG، می‌تواند نحوه عملکرد مغز و ارتباط بین نواحی مختلف آن را برای هر شخص، به صورت منحصر به فرد نشان دهد، بنابراین پزشک متخصص مغز و اعصاب، با بررسی نتیجه آن، می‌تواند یک برنامه درمانی دقیق برای وی در نظر بگیرد.

به طور کلی برای درمان افسردگی، می‌توان از تکنیک‌های CBT و مصرف داروهای ضد افسردگی استفاده نمود؛ اما میزان تاثیر هر روش بر درمان هر فرد متفاوت است، که این مساله را می‌توان با کمک qEEG ارزیابی کرد.

مزایای نقشه مغزی برای انتخاب بهترین دارو برای افسردگی

داروهای ضد افسردگی تنوع زیادی دارند؛ میزان اثربخشی هر یک از آن‌ها نیز برای هر فرد با دیگری متفاوت خواهد بود. زیرا نحوه عملکرد مدارهای مغزی در هر فرد فرق دارد و بنابراین، نحوه پاسخ مغز به هر دارو منحصربفرد است. به همین دلیل، تشخیص بهترین داروی افسردگی برای هر فرد، به زمان و کمی سعی و خطا نیاز دارد!

پزشک متخصص می‌تواند نقشه مغزی فرد افسرده را قبل از شروع درمان تهیه کرده، و پس از مصرف هر یک از داروهای ضدافسردگی، qEEG او را با تصویر اولیه مقایسه کند؛ در این صورت، میزان اثربخشی دارو بر درمان بیمار مشخص می‌گردد.

عملکرد نقشه مغزی در ارزیابی روان درمانی

برخی افراد، تنها با جلسات روان درمانی می‌توانند احساسات بهتری داشته باشند. برای این گونه افراد نیز می‌توان qEEG را در طول دوره روان درمانی بررسی کرده، و میزان اثربخشی آن را ارزیابی کرد. در صورتی که یکی از تکنیک‌های CBT برای درمان فرد موثر واقع نشود، پزشک متخصص اعصاب و روان می‌تواند تکنیک‌های دیگر را نیز به کار برد. همچنین ممکن است لازم باشد تا فرد به طور همزمان، از داروهای ضد افسردگی نیز استفاده کند.

استفاده از نقشه مغزی در درمان با rTMS

یکی از درمان‌های موثر برای اختلال افسردگی، درمان با rTMS است که به بهبود خلق و خو، رفع اختلالات خواب و ایجاد تعادل شیمی مغز کمک می‌کند. برای بررسی تاثیر تحریک مغناطیسی مغز با دستگاه rTMS، لازم است نقشه مغزی فرد افسرده، در طول جلسات درمانی بررسی گردد.

شرح یک تحقیق درباره نقش qEEG در درمان منحصربفرد

در یک تحقیق علمی، که توسط فردی با نام گلدشتاین و همکارانش انجام گرفت، ۲۰۵ فرد مبتلا به افسردگی در چهار گروه زیر تقسیم بندی شدند:

  • افرادی که یک داروی ضد افسردگی SSRI مصرف می‌کنند.
  • بیمارانی که یک داروی ضد افسردگی SNRI مصرف می‌کنند.
  • افرادی که تحت مشاوره درمانی قرار می‌گیرند.
  • بیمارانی که با مداخله درمانی رفتاری فعال، تحت درمان هستند.

نقشه مغزی فردی که افسردگی داره.

آن‌ها نقشه مغزی فرد افسرده را پیش از شروع هر یک از این درمان‌ها، ثبت کرده و چند ماه بعد از شروع درمان، مجددا این تست را انجام دادند. مشخص شد که در qEEG ثانویه، عملکرد مدارهای مغزی بهبود یافته است؛ اما نحوه پاسخ هر فرد به درمان تفاوت دارد!

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که درمان افسردگی و اضطراب، باید به صورت کاملا شخصی‌سازی شده انجام گیرد، تا سرعت بهبودی افزایش یابد؛ یعنی نمی‌توان برای گروهی از افراد، یک درمان مشترک را تجویز نمود!

بهترین مرکز نقشه مغزی برای افسردگی

با اینکه بررسی نقشه مغزی فرد افسرده می‌تواند وجود اختلال و شدت آن را در بیمار ارزیابی کند، اما دقت تجهیزات و دانش پزشک متخصص، در تشخیص و تحلیل نتیجه اهمیت بسیاری دارد!

در کلینیک زیما درمان، از تجهیزات روز برای نقشه برداری از مغز استفاده می‌شود. همچنین حضور تیم متخصص مغز و اعصاب در این مرکز درمانی، باعث شده تا تحلیل نتیجه تست، به درستی انجام گیرد. از این رو، بسیاری از کاربران و بیماران، مراجعه به زیما درمان را توصیه کرده‌اند. شما هم می‌توانید جهت مراجعه به مرکز نقشه مغزی زیما درمان، نوبت خود را رزرو نمایید.

شناخت دقیق نقشه مغزی فرد افسرده می‌تواند مسیر درمان را هدفمندتر کند. پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که نقشه مغزی افسردگی اطلاعات ارزشمندی در اختیار پزشکان قرار می‌دهد و درک تفاوت نقشه مغزی افسرده و سالم باعث انتخاب بهتر داروها و مداخلات روان‌درمانی خواهد شد.

تصویر دکتر مریم شامخی
دکتر مریم شامخی
دکتر مریم شامخی، متخصص روان‌پزشکی با بورد تخصصی و فلوشیپ فوق تخصصی سایکوسوماتیک (روان‌تنی) از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دارای ۱۰ سال سابقه روان‌درمانی تحلیلی است. او از روش‌های غیر دارویی مانند rTMS و نقشه مغزی استفاده می‌کند و در درمان دارویی و روان‌درمانی بزرگسالان (افسردگی، دوقطبی، اضطراب، پانیک، فوبیا، وسواس، اختلالات خوردن، خواب، جنسی، میگرن، فیبرومیالژیا)، اعتیاد (سیگار، حشیش و مواد)، زوج‌درمانی، و همچنین اختلالات کودکان (بیش‌فعالی، افسردگی، اضطراب) و سالمندان (آلزایمر، درد جسمانی، خواب) فعالیت دارد.

6 دیدگاه دربارهٔ «نقشه مغزی فرد افسرده چگونه است؟ بررسی نقشه مغزی افسردگی»

  1. سلام دکتر. خواهش می کنم بهم جواب بدین خیلی نگرانم.
    بایپولارم و 13 ساله تحت درمانم.
    دیروز rtms انجام دادم گفتن هیپوکامپ و قشر پیشانی کوچیک شده و…. که در تصمیم گیری و یادگیری و حافظه و….اختلال میده.البته الان هم تا حد زیادی مشکل دارم

    سوالم اینه که این کوچیک شدن تا کی ادامه داره و در نهایت چی میشه یعنی مثلا تیمارستانی میشم یا می میرم یا….؟

    1. سلام. نگرانی شما قابل درک است. کاهش حجم برخی نواحی مغزی مثل هیپوکامپ یا قشر پیش‌پیشانی در برخی موارد اختلال دوقطبی دیده می‌شود، اما به معنای پیشرفت حتمی بیماری یا از دست دادن کامل عملکرد نیست. با درمان‌های نوین مانند rTMS و تنظیم دقیق داروها، می‌توان از پیشرفت این تغییرات جلوگیری کرد و عملکرد شناختی را بهبود بخشید. پیشنهاد می‌کنیم برای بررسی وضعیت فعلی و دریافت برنامه درمانی مناسب، با کلینیک زیما درمان تماس بگیرید و از مشاوره تخصصی بهره‌مند شوید.

  2. من مدتهاست احساس افسردگی میکنم و هیچ روشی برای بهبود حالم کارساز نبوده. این روش QEEG چطوری می‌تونه به من کمک کنه؟ آیا واقعا تاثیر داره؟

    1. QEEG یا الکتروانسفالوگرافی کمی (Quantitative Electroencephalography) یک روش پیشرفته برای اندازه‌گیری و تحلیل فعالیت الکتریکی مغز است. در این روش، با استفاده از الکترودهای ویژه‌ای که بر روی سر بیمار قرار می‌گیرند، فعالیت امواج مغزی در نقاط مختلف ثبت و بررسی می‌شود. QEEG در شناسایی الگوهای غیرطبیعی فعالیت مغزی مرتبط با افسردگی کاربرد دارد.
      این روش به عنوان یک ابزار تشخیصی مکمل برای کمک به درمان افسردگی مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌تواند اطلاعات دقیق‌تری درباره عملکرد مغز ارائه دهد. بر اساس نتایج QEEG، پزشک می‌تواند روش‌های درمانی مناسب‌تری مانند نوروفیدبک، تنظیمات دارویی یا سایر روش‌های درمانی را برای شما انتخاب کند. البته تأثیرگذاری هر روش بستگی به وضعیت خاص هر بیمار دارد و QEEG به‌تنهایی درمان نیست، بلکه راهنمایی برای بهبود تشخیص و درمان بهتر است. در صورت تمایل، می‌توانید با پزشک خود مشورت کنید تا بهترین گزینه درمانی برای شما انتخاب شود.

    2. راحیل رادمنش

      از قرص جینکوبیلوبا کمک بگیر..
      گیاه بسیار کهن و افسانه ای که به من خیلی کمک کرد… دو ماه استفاده کنی تغییر حال ایجاد میشه .. افسردگی رو اصلا تحمل نکن چون بیشتر میشه هرچه زودتر خودتو نجات بده!
      ورزش کن، برقص، موسیقی گوش کن، آدم های اطرافت رو درست انتخاب کن.. کارهای جدید انجام بده تا یادت بره افسردگی چی بود و کجا رفت؟؟؟ 😉😘🔥🙏

      1. قرص جینکوبیلوبا باید ازداروخانه تهیه بشود یاعطاری هم داره

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط