دو اختلال روانی Depression و Bipolar از نظر علائم، بسیار به هم شبیه هستند. اما آگاهی از تفاوت افسردگی و دو قطبی، به پزشک متخصص کمک میکند تا این دو اختلال را از یکدیگر تشخیص دهد؛ اصلیترین تفاوت افسردگی با اختلال دو قطبی، به میزان پایداری علائم آنها مربوط است. در واقع، افراد مبتلا به افسردگی، احساس غم و پوچی عمیقی دارند؛ به طوری که این احساس، در طولانی مدت از بین نمیرود! در دیگر فرق افسردگی و دو قطبی اما بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی، نوسانات خلقی شدیدی را تجربه میکنند. آنها پس از یک دوره افسردگی (کوتاه مدت یا بلند مدت)، دوره شیدایی (اوج) را پشت سر میگذارند. پژوهشها نشان میدهد که خطر خودکشی در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بیشتر از جمعیت عادی است.
علائم بیماران دو قطبی در فاز افسردگی، شبیه به بیماران مبتلا به افسردگی شدید است. برای مثال، مشکلات خواب و افکار مرگ، در هر دو بیمار وجود دارند؛ اما بیماران دو قطبی ممکن است در عین غمگینی و ناامیدی، احساس آشفتگی و بیقراری نیز داشته باشند. همچنین، نوسانات خلقی در بیماران دو قطبی، میتوانند خطرات فیزیکی برای اطرافیان در بر داشته باشد. این در حالی است که بیماران مبتلا به افسردگی اساسی، چنین واکنشهای شدیدی را نشان نمیدهند.
تفاوت افسردگی و دو قطبی از نظر علائم
تشابه علائم افسردگی اساسی با افسردگی دو قطبی، تشخیص آنها را با چالش مواجه میسازد! به همین دلیل، درک تفاوت افسردگی و دو قطبی، تنها با توجه به اختلافهای کلیدی آنها امکانپذیر است. بنابراین فقط دانش و تجربه یک پزشک متخصص میتواند اختلاف این دو اختلال را درک کند. برای مثال، همه افراد مبتلا به دو قطبی و افسردگی، ممکن است بیش از حد بخوابند؛ یا بیدار ماندن برایشان سخت باشد. حتی گاهی چنان احساس ضعف دارند که کوچکترین کار برای آنها خستهکننده است.
از بارزترین احساسات هر دو اختلال روانی، میتوان احساس گناه، شکست، از دست دادن یا افکار مرگ را نام برد. با این حال، علائم دیگری نیز وجود دارند که میتوانند نشان دهنده افسردگی و اختلال دو قطبی باشند؛ برخی از این علائم عبارتند از:
- غذا خوردن بیش از حد یا خیلی کم
- فراموشکار شدن و مشکلات حافظهای
- عدم لذت از فعالیتهای مورد علاقه
- نداشتن تمرکز برای انجام کارها
داشتن چند مورد از علائم افسردگی، به مدت حداقل دو هفته مداوم، میتواند نشان دهنده افسردگی اساسی باشد. اما در مورد اختلال دو قطبی، ممکن است حتی بدون داشتن یک دوره افسردگی، بیمار به اختلال بایپولار دچار باشد. در واقع، اپیزود افسردگی، تنها یکی از فازهای اختلال بایپولار است؛ بیمار دو قطبی میتواند فاز شیدایی نیز داشته باشد. اصلیترین تفاوت افسردگی و دو قطبی در علائم نیز به همین موضوع بستگی دارد.
بر اساس مطالعهای منتشر شده در Journal of Affective Disorders، میانگین سن شروع افسردگی ۲۰ تا ۳۰ سالگی و اختلال دوقطبی بین ۱۵ تا ۲۵ سالگی گزارش شده است.
علائم اپیزود شیدایی در افراد دو قطبی
افراد مبتلا به افسردگی اساسی، دورههای شیدایی ندارند. آنها در یک فاز ثابت غم و اندوه و احساس پوچی، به سر میبرند. اما افراد دو قطبی، اپیزود شیدایی با حالت بسیار پر انرژی را نیز خواهند داشت.
- کم خواب بودن
- سریع صحبت کردن
- بی قرار شدن
- خطر کردن
از ویژگیها و علائم اپیزود شیدایی در افراد دو قطبی هستند. فاز مانیا و هایپومانیا در دو قطبیها، به راحتی قابل تشخیص است؛ به طوری که معمولا دوستان و اعضای خانواده، به خوبی متوجه آن میشوند. یکی از روشهای تشخیص تفاوت افسردگی و دو قطبی نیز دقت به همین علائم در فاز اوج اپیزود شیدایی خواهد بود. از این رو، پزشک متخصص نیز باید دقیقا به چنین نشانههایی دقت کند. البته فاز شیدایی در افراد مختلف، شدت متفاوتی نیز دارد. حتی ممکن است برخی از افراد دو قطبی، هیچ گونه دوره شیدایی یا افسردگی نداشته باشند!
تفاوت افسردگی و دو قطبی در تشخیص اختلال
اختلال دو قطبی معمولا در سنین حدود ۲۵ سال خود را نشان میدهد. با این حال، ممکن است در سنین پایینتر نیز ظاهر گردد. اما در مورد اختلال روانی افسردگی اساسی، بیماران عموما میانگین سنی ۲۹ سال دارند. نکته دیگر این است که اختلال دو قطبی، انواع مختلفی دارد؛ همین موضوع تشخیص آن را دشوار میکند.

به این معنا که حتی ممکن است فرد به اختلال دو قطبی دچار باشد، اما هیچ گونه علائمی نشان ندهد. یا حتی این امکان وجود دارد که طیف گستردهای از علائم افسردگی یا شیدایی، در شخص ظاهر گردند. به همین دلیل، تفاوت افسردگی و دو قطبی (از نظر فازهای مختلف) روند تشخیص این دو اختلال را نیز متفاوت میسازد.
به نقل از موسسه Medical News Today:
اختلال دوقطبی یک ایستگاه ساده افسردگی نیست؛ بلکه تغییرات شدید خلقی از افسردگی تا مانیا را شامل میشود و آنها درمانهای متفاوتی لازم دارند.
چالشهای تشخیص اختلال دوقطبی
تشخیص علائم افسردگی برای پزشک متخصص، میتواند راحتتر از تشخیص اختلال بایپولار باشد. زیرا گاهی علائم دو قطبی، بسیار شبیه به بیماریهای روانی مانند روان پریشی یا اختلال شخصیت هستند. برخی از بیماران دو قطبی، در زمانهای مختلف، تصور میکنند که زندگی خود را به شکل چشمگیری ویران کردهاند. در عین حال، ممکن است بر این باور باشند که قدرتهای فوقالعادهای دارند!
یک تفاوت افسردگی و دو قطبی این است که اختلال بایپولار میتواند با یکی از بیماریهای روانی چالشی زیر همراه گردد:
- اختلال خوردن
- اختلال اضطراب یا ADHD
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- اعتیاد و مشکل مصرف مواد مخدر یا الکل
- ابتلا به بیماریهای جسمانی مانند چاقی، دیابت، میگرن، تیروئید یا بیماریهای قلبی
یکی دیگه از فاکتورهایی که در تشخیص اختلال بایپولار از افسردگی دخیل هستند، سابقه خانوادگی است. برای مثال، اگر والدین به اختلال دو قطبی مبتلا باشند، ممکن است فرزندان نیز به این اختلال روانی دچار گردند. البته این مساله همیشه صادق نیست؛ گاهی حتی در دوقلوهای همسان نیز ممکن است تنها یکی از آنها به این بیماری مبتلا شود. دقت به این تفاوت افسردگی و دو قطبی، به تشخیص بایپورلار از دپرشن کمک میکند.
تفاوت افسردگی با اختلال دو قطبی از نظر روند درمان
یکی از مهمترین جنبههای تفاوت افسردگی و دو قطبی، اختلاف آنها در برنامه درمانی است. هر دو اختلال روانی را میتوان به کمک درمان شناختی رفتاری (CBT) مدیریت نمود. این روش درمانی، نوعی گفتار درمانی است که کمک میکند بیمار بتواند افکار و رفتارهای منفی خود را کنترل کند. حتی ادامه فرایند درمان با روش CBT، باعث میشود تا افکار مثبت و رفتارهای سالم، جایگزین احساسات منفی شخص شوند.healthline

بخش دیگری از درمان دو اختلال، به اصلاح سبک زندگی مربوط است. به این معنا که بیمار افسرده و بیمار دو قطبی، هر دو باید تلاش کنند تا از یک رژیم غذایی سالم استفاده کنند. ضمن اینکه ورزش کردن به صورت منظم، باید در برنامه زندگی روزمره آنها گنجانده شود. همچنین، خواب بیمار افسرده و بیمار مبتلا به دو قطبی باید تنظیم گردد. این مساله حتی در درمان افسردگی با rTMS یا درمان دو قطبی با تحریک مغناطیسی مغز نیز به خوبی در نظر گرفته میشود.
تفاوت افسردگی و دو قطبی از نظر درمان دارویی
اصلیترین تفاوت افسردگی و دو قطبی در فرایند درمان، استفاده از داروهای مختلف است. معمولا داروهای ضد افسردگی، برای بیماران مبتلا به افسردگی اساسی، شامل موارد زیر هستند:
- مهار کنندههای انتخابی باز جذب سروتونین
- مهار کنندههای باز جذب سروتونین- نور اپی نفرین
- مهار کنندههای مون آمین اکسیداز
- داروهای ضد افسردگی سه حلقهای
- داروهای ضد افسردگی غیرمعمول مانند ترازودون و بوپروپیون
برای بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی، ممکن است داروهای ضد افسردگی نیز تجویز شوند. اما بیماران پس از مصرف آنها، با یک دوره شیدایی روبرو میشوند؛ به همین دلیل، پزشک برای تثبیت خلق و خو، باید یک داروی دیگر را نیز تجویز کند تا رفتار شخص به تعادل برسد.
| موضوع | توضیحات | جزئیات کلیدی |
|---|---|---|
| علائم مشترک افسردگی و دوقطبی | علائم مشابهی که در هر دو اختلال دیده میشوند. | – خواب بیش از حد یا بیخوابی – احساس خستگی شدید و ضعف – احساس گناه، شکست، یا افکار مرگ – غذا خوردن بیش از حد یا خیلی کم – فراموشی و مشکلات حافظه – عدم لذت از فعالیتهای مورد علاقه – کاهش تمرکز |
| علائم اپیزود شیدایی در دوقطبی | علائم خاص فاز شیدایی یا هیپومانیا که در افسردگی اساسی دیده نمیشود. | – کمخوابی – صحبت سریع – بیقراری – رفتارهای پرخطر – شدت بیشتر در مانیا نسبت به هیپومانیا – ممکن است با توهم یا هذیان همراه باشد – قابل تشخیص توسط اطرافیان |
| تفاوت در فازهای اختلال | افسردگی اساسی فاقد فاز شیدایی است، برخلاف دوقطبی. | – افسردگی اساسی: فاز ثابت غم و پوچی – دوقطبی: تغییر بین شیدایی/هیپومانیا و افسردگی – دوره افسردگی دوقطبی حداقل ۲ هفته – امکان دوقطبی بدون فاز افسردگی |
| تشخیص و چالشها | تشخیص دوقطبی پیچیدهتر از افسردگی است. | – سن شروع: دوقطبی ( – دوقطبی: انواع مختلف، ممکن است بدون علائم واضح – شباهت دوقطبی به روانپریشی یا اختلال شخصیت – همراهی دوقطبی با اختلال خوردن، ADHD، PTSD، اعتیاد – نقش سابقه خانوادگی در دوقطبی |
| درمان و تفاوتهای درمانی | تفاوت در رویکردهای درمانی، بهویژه در دارودرمانی. | – مشترک: درمان شناختی رفتاری (CBT)، اصلاح سبک زندگی (رژیم غذایی، ورزش، خواب) – افسردگی اساسی: داروهای SSRI، SNRI، MAOI، سهحلقهای، بوپروپیون – دوقطبی: داروهای ضدافسردگی با تثبیتکننده خلق برای جلوگیری از شیدایی – استفاده از rTMS در هر دو اختلال |
داروهای تثبیتکننده خلق و خو برای بیماران دوقطبی
از داروهای رایجی که پزشک متخصص اعصاب و روان، برای درمان بیماران دوقطبی به کار میبرد، میتوان موارد زیر را نام برد:
- لیتیوم
- کاربامازپین
- دی والپروئکس سدیم
- لاموتریژین (لامیکتال)
- والپروئیک اسید (دپاکن)
مصرف داروهای ضد روان پریشی در بیماران دو قطبی
گروه دیگری از داروهایی که برای درمان اختلال بایپولار تجویز میشوند، داروهای ضد روان پریشی هستند. این گونه داروها، قبلا برای درمان اسکیزوفرنی به کار میرفتند؛ اما امروزه برای اختلال دو قطبی نیز تایید شدهاند.
مصرف این داروها هر چند بیشتر بر اپیزود شیدایی بیماران دوقطبی تاثیر میگذارد، اما ممکن است علائم افسردگی را نیز بهبود بخشد. داروهای ضد روانپریشی، در ترکیب با داروهای تثبیتکننده خلق و خو، روند درمانی را تسریع میکنند. از جمله داروهای تثبیتکننده خلق و خو نیز میتوان موارد زیر را نام برد:
- آریپیپرازول (Abilify)
- آسناپین
- کاریپرازین (Vraylar)
- لورازیدون
- اولانزاپین
- کوئتیاپین
- ریسپریدون
- زیپراسیدون
داروهای ضد افسردگی و ضد روان پریشی در بیماران دو قطبی
افراد مبتلا به افسردگی اساسی، پس از مصرف داروهای ضدافسردگی، روند تغییر علائم را به خوبی احساس میکنند؛ یعنی حس و حال بهتری دارند. اما تفاوت افسردگی و دو قطبی باعث میشود تا داروهای ضد افسردگی، باعث بروز دوره شیدایی در فرد شوند. به همین دلیل، معمولا پزشک متخصص از داروهای ضد افسردگی-ضد روان پریشی، برای بیماران دو قطبی کمک میگیرد.
برخی از داروها مانند Symbyax، ترکیبی از فلوکستین ضد افسردگی و اولانزاپین ضد روان پریشی هستند. این داروهای ترکیبی، برای درمان افسردگی و تثبیت خلق و خو (به صورت همزمان)، تجویز میشوند. اتفاقا FDA نیز این دارو را برای درمان دورههای افسردگی مربوط به اختلال دو قطبی، تایید کرده است.Bipolar Disorder or Depression?
البته مصرف داروهای ضد افسردگی-ضد روان پریشی، برای بیماران دوقطبی میتواند عوارض زیر را در پی داشته باشد:
- سرگیجه و حالت تهوع
- احساس خستگی و خواب آلودگی
- خشکی دهان یا افزایش دفعات تشنگی
- تکرر ادرار
- احساس انقباض و گرفتگی در دست، صورت یا سایر عضلات
- افزایش وزن
- تاری دید، بثورات پوستی و آکنه
برای درمان دو قطبی با این نوع داروها، پزشک باید ابتدا مقدار دوز کم را انتخاب کند. سپس بر اساس وضعیت بیمار و پاسخ وی به درمان، مقدار دارو میتواند به تدریج افزایش پیدا کند.
به نقل از Nature Scientific Reports:
اختلال دوقطبی حدود 1 تا 3 درصد از جمعیت جهانی را درگیر میکند، در حالی که افسردگی عمده تا 20.6٪ از افراد را در طول عمر تحت تأثیر قرار میدهد.
در این مقاله، به دنبال آن بودیم تا تفاوت افسردگی و دو قطبی را از نظر علائم، تشخیص و درمان بررسی کنیم. مشخص شد که تفاوت افسردگی با اختلال دو قطبی، تاثیر زیادی بر برنامه درمانی این دو اختلال دارند. برای مثال، داروهای ضد افسردگی، ممکن است فاز شیدایی را برای بیماران دو قطبی در بر داشته باشند. حتی در درمان دو قطبی با rTMS نیز نمیتوان با اطمینان اقدام کرد؛ زیرا امکان بروز فاز مانیا وجود دارد. تیم تخصصی و مجرب کلینیک زیما درمان، میتوانند در تشخیص و درمان دو قطبی و افسردگی، به شما کمک کنند؛ بنابراین بهتر است با مشاهده علائم این بیماریها و درک فرق افسردگی و دو قطبی، با متخصصان این کلینیک در تماس باشید.


8 دیدگاه دربارهٔ «تفاوت افسردگی و دو قطبی در چیست؟ فرق دو قطبی و افسردگی را چطور بفهمیم؟»
سلام، حدود دو سال پیش به خاطر افسردگی و اضطراب به دکتر مراجعه کردم و تقریبا یکسال پیش دارو رو قطع کردن. اسم یکی دوتا از داروها رو که سرچ کردم نوشته بود برای درمان دو قطبی تجویز میشه. الان هم از نظر روانی واقعا شکسته شدم، حافظم دچار مشکل شده به علاوه اینکه به سختی یه جا بن میشم تا چیزی بخونم، از خودم حالم بهم میخوره، همیشه صدای درونیم به تمسخر میگیرتم، احساس گناه نسبت به اشتباهاتم و خانوادم دارم، احساس میکنم یه چیزی مثل عینک روی چشمامه و دنیا رو چندین درجه تیره میبینم، گاهی خیلی ناگهانی تو خودم فرو میرم و در نهایت گریه میکنم، نمیتونم با کسی ارتباط بگیرم و هروقت هم که با کسی حرف میزنم انقدر به خودم برای هر حرف یا رفتار گیر میدم که از خودم خجالت میکشم و خودمو تحقیر میکنم، گاهی خیلی بی دلیل شدیدا عصبانیم، عزت نفس وحشتناک پایینی دارم. خانوادم اجازه دکتر رفتن نمیدن و تو این وضع دنبال ازدواج کردن منن درحالى که فشار و افکار خودکشی کمرم رو شکسته و بعد حدود 8ماه ایجاد نکردن جای زخم یه شب دستم رو پر جای تیغ کردم. هیچکسی راجبش چیزی نگفت، میدونم اهمیتی نمیدن فقط میخوان از شرم راحت بشن. شرمنده از موضوع اصلی دور شدم، برام سوال شد الان اختلال من بیشتر شبیه کدومه
سلام. از اینکه با وجود این شرایط سخت درباره حالتان صحبت کردهاید ممنونیم. علائمی که توضیح دادهاید، از جمله احساس بیارزشی و گناه، انزوا، افت تمرکز، تغییر شدید خلق، آسیب به خود و بهخصوص افکار خودکشی، موضوعی جدی است و از طریق کامنت نمیتوان تشخیص داد که افسردگی است یا اختلال دوقطبی. اینکه بعضی داروهای قبلی برای اختلال دوقطبی نیز استفاده میشوند، بهتنهایی به معنی ابتلا به دوقطبی نیست و تشخیص نیاز به ارزیابی کامل روانپزشک دارد.
اما مهمتر از تشخیص، امنیت فعلی شماست. اگر در حال حاضر احتمال میدهید به خودتان آسیب بزنید یا احساس میکنید نمیتوانید جلوی این کار را بگیرید، تنها نمانید، وسایل یا داروهایی را که ممکن است با آنها به خودتان آسیب بزنید از دسترس خارج کنید و همین الان از یک فرد قابل اعتماد بخواهید کنارتان بماند و برای دریافت کمک فوری پزشکی همراهتان باشد. در ایران میتوانید با اورژانس ۱۱۵ یا اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید و در صورت خطر فوری به نزدیکترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید.
حتی اگر خانواده همراهی نمیکنند، این وضعیت ارزش دریافت کمک تخصصی دارد. لطفاً مراجعه به روانپزشک یا روانشناس را به تعویق نیندازید؛ افکار خودکشی و سابقه خودآزاری قابل درمان و قابل پیگیری هستند و لازم نیست این شرایط را به تنهایی تحمل کنید.
اگه تو فاز افسردگی دوقطبی باشم، علائمش دقیقا مثل افسردگیه، پس چجوری میشه فهمید کدوم یکی رو دارم؟
بله، تشخیص افتراقی بین افسردگی اساسی و فاز افسردگی اختلال دوقطبی میتواند چالشبرانگیز باشد، زیرا علائم در این فاز بسیار مشابه هستند. تفاوت اصلی اغلب در سیر بیماری نهفته است؛ در اختلال دوقطبی، فرد دورههای شیدایی یا نیمهشیدایی (hypomania) را نیز تجربه میکند که در افسردگی اساسی وجود ندارد. علاوه بر این، در فاز افسردگی دوقطبی، ممکن است علائمی مانند بیقراری، آشفتگی، یا نوسانات خلقی شدیدتر از آنچه در افسردگی اساسی دیده میشود، وجود داشته باشد. بررسی دقیق سابقه پزشکی و روانی شما، از جمله وجود دورههای شیدایی یا نیمهشیدایی، و همچنین بررسی سابقه خانوادگی اختلالات خلقی، برای تشخیص صحیح ضروری است.
من همیشه فکر میکردم افسردگیه، ولی این نوسانات خلقی که میگید خطرناکه، یعنی ممکنه من دو قطبی باشم و خبر نداشته باشم؟
بله، درک نگرانی شما کاملاً قابل فهم است. همانطور که اشاره کردید، نوسانات خلقی یکی از جنبههای مهم در تشخیص اختلال دوقطبی است. در حالی که افسردگی معمولاً با احساس غم و پوچی مداوم همراه است، اختلال دوقطبی شامل دورههای افسردگی و دورههای شیدایی یا “اوج” است. برای تشخیص دقیق، لازم است که شرح حال کاملی از تغییرات خلقی خود، از جمله شدت و مدت هر دوره، را با جزئیات برای من توضیح دهید. همچنین، بررسی سابقه خانوادگی و سایر عوامل مرتبط نیز میتواند در تشخیص درست کمککننده باشد. با این اطلاعات، میتوانیم به تشخیص دقیقتری برسیم و در صورت لزوم، برنامه درمانی مناسبی را برای شما در نظر بگیریم.
بعضی وقتا انقدر بیقرارم که نمیتونم یه جا بند بشم، این بیقراری با افسردگی اساسی فرق داره؟
بیقراری و ناتوانی در یک جا بند شدن میتواند در هر دو اختلال افسردگی اساسی و اختلال دوقطبی دیده شود. در افسردگی اساسی، این بیقراری معمولاً با احساس غم و پوچی عمیق همراه است و به مدت طولانی ادامه دارد. اما در اختلال دوقطبی، این بیقراری ممکن است در فاز افسردگی هم دیده شود، اما تفاوت اصلی در این است که فرد دورههای شیدایی (اوج) را نیز تجربه میکند. به طور خلاصه، وجود دورههای شیدایی، وجه تمایز اصلی بین این دو اختلال است و برای تشخیص دقیق و افتراق این دو، حتماً باید توسط یک متخصص روانپزشک معاینه و ارزیابی شوید.